IT ايراني، همان خروس بيمحلي است كه در هر مراسمي سر ميبرند؛ از سور و عزا گرفته تا سمينار تخصصي آبزيان خشكيزي؛ از جلسات نقد ادبي تا نشستهاي محرمانه سياسي؛ از روزنامه فناوران اطلاعات تا ششمين همايش سالانه سازمانهاي غيردولتي كه حجتالاسلام محمدي، وزير كشور در بخشي از اظهارات خود فرمودند: "ايران امروز، در هر بخشي كه قدم ميگذارد يا بهترين است و يا در رديف اولينهاست. رتبه سوم در استفاده از اينترنت و رتبه دوم در استفاده از SMS، خود گوياي اين تحولات است." [اعتماد ملي-23/6/85]
صد البته كه راهيافتن IT در بيان تمام فضاهاي بياني رسمي و غيررسمي، امري مبارك است و ميمون كه بايد گذاشت روي سر، حلوا حلوا كرد. اما اينكه IT در اين تبيين و تحليلها اصولا با چه تعريفي درك شده و بيان ميشود و چقدر با آنچه در متن جامعه IT ايراني در جريان است، مطابقت و همخواني دارد؛ بحثي است كه بر آنيم در چند پاراگراف سر و ته آن را هم بياوريم؛ برويم سر تاويل بعدي به تلافي جمعه كه تعطيل بود و ستون نبود و حقالتحرير نبود.
1- اگر فرض را بر صحت رتبههاي عنوان شده براي ايران در استفاده از اينترنت و SMS بگذاريم، يك موضوع اساسي مطرح ميشود و آن اينكه محتوا و اطلاعات تبادل شده در اين رتبههاي بالا چيست و چقدر همان است كه قوانين جمهوري اسلامي با تفسير دولت نهم، خواهان آنند.
اگر جايمان را با "آن طرف" عوض كنيم ميتوانيم از آقاي وزير كشور بپرسيم: وقتي كه 90درصد كاربران اينترنتي به دنبال سايتهاي پورنوگرافي، چت و دستيابي به منابع اطلاعات مسموم و ضاله هستند، و در حالي كه [حالا سر جاي خودمانيم] شنيعترين كلام و ادبيات، محتواي غالب SMSها را تشكيل ميدهد، بهگونهاي كه چون طاعوني مسري در حال فروريختن تمام حريمهاي اخلاقي- بياني افراد در جامعه است؛ چگونه ميتوان از تحول سخن گفت و در يك سمينار رسمي از آن به عنوان دستاوردهاي پويايي جوانان ايراني سخن راند؟!
كالبد شكافي اين بيان وزير كشور از آن رو ضرورت داشت تا نشان دهيم مديران ارشد نظام چه نسبتي با IT برقرار كردهاند و براساس اين نسبت بايد منتظر چه خروجي از نهادهاي تحت مديريت آنان بود.
2- حجتالاسلام محمدي، وزير كشور در بخش ديگري از اظهاراتشان كه دوباره به IT گريز زدهاند، از مقام سياسيترين وزير كابينه چنين تحليلي از وضعيت نظام اطلاعاتي-تكنولوژيك جهان و ايران ارايه دادهاند: "آمريكا و كشورهاي هم پيمان با او تكنولوژي پيشرفته اطلاعاتي ميسازند, اما توان استفاده از آن توليد محتواي ايدئولوژيك را ندارند، بنابراين تكنولوژيهاي پيشرفته آنها با محتواي قوي و ايدئولوژي جوانان ايراني، دنيا را شگفتزده ميكند." [اعتماد ملي 23/6/85]
شالوده شكني از اين تحليل ما را در مقابل دو سوال قرار ميدهد كه راه به تناقض ميبرند:
1- براساس كدام تحقيقات و مستندات به اين نتيجه مقدماتي رسيدهايم كه آمريكا توان استفاده محتوايي از IT را ندارد.
پاسخي كه به اين پرسش داده ميشود، راه پرسش دوم را ميگشايد كه براساس كدام تحقيقات و مستندات "محتواي قوي و ايدئولوژي جوانان ايراني" [در شبكه اينترنت]، دنيا را شگفتزده كرده است؟!
آنچه از كلام و بيان و گزارشهاي مكتوب نهادهاي حكومتي، مقامات عاليرتبه و شوراهاي متولي امور فرهنگي برميآيد، حاكي از آن است كه مهمترين و اصليترين چالش جامعه ايران در مواجهه با فناوري اطلاعات به طور اخص، و در مقام تهاجم فرهنگي غرب به طور اعم، توليد محتواي ضعيف و به قولي" عدم توليد محتوا" است. از سوي ديگر سالهاست، از عهد مكتب فرانكفورت و نقدهاي آدورنو و هور كهايمر بر فرهنگ مصرفي سرمايهداري گرفته تا به امروز كه دانشگاهها، روشنفكران، رسانهها، نهادهاي دولتي، مراكز حوزه علميه و خلاصه همه و همه متفقالقولند كه فناوري اطلاعات به عنوان پديدهاي كه خاستگاه آن آمريكا و فرهنگ غربي است، پديدهاي خنثي نيست و "طرف" به ظريفترين شيوهها درصدد انتقال فرهنگ آمريكايي خالص به درون جوامع از طريق شاهراههاي اطلاعاتي و ارتباطي است و اصولا تمام دعواي ما براي جدي گرفته شدن IT از سوي حاكميت و توسعه آن در جامعه براي ايجاد فرهنگ بومي IT، توليد محتوا و خلاصه حل نشدن در جرياني است كه در آن غوطهوريم.
حالا چطور يكدفعه آمريكا كه به تاييد تحليلگران مستقل جهاني داراي ايدئولوژيكترين دولت و اقتصاد است [به سبب پيوند پسا سرمايهداري مسيحي با جريان مالي يهود] توان استفاده از فرآوردههاي خود را از دست داده است جاي« ! » دارد و نيز اينكه اگر سيل فيلمها، بازيهاي كامپيوتري، توليد روزانه هزاران صفحه محتوا روي شبكه اينترنت، دهها كانال ماهوارهاي و راديويي؛ اگر اينها توليد محتواي داراي بار ايدئولوژيك محسوب نميشوند؛ لابد نوعي صيفيجات جديد است كه براثر تحقيقات مركز آبزيان خشكيزي، خلق شده و قرار است به عنوان خانههاي يك بار مصرف در اختيار كساني قرار گيرد كه ميزان توليد محتوايشان، دنيا را شگفتزده كرده است. و لذا با اين نظر، شوراي عالي اطلاعرساني برود گيم بازي كند.
در ضرورت مشاور داشتن
اتمام پروژهها [ي مرتبط با كارت هوشمند ملي] بسته به همت سازمانهاي مرتبط دارد [و] نميتوان زمان مشخصي براي بهرهبرداري از اين طرح عنوان كرد." (دبير شوراي عالي IT عبدالمجيد رياضي-فناوران 23/6/85)
اگر من جاي "عبدالله افتاده"، خبرنگار روزنامه در مصاحبه مطبوعاتي همايش طرح يكپارچه كارت هوشمند ملي بودم، در تنظيم خبر، ليد را عبارت فوق انتخاب ميكردم، چراكه مهمترين عنصر خبري در آن نهفته است.خبر تنظيم شده به گونهاي است كه تا پاراگراف يكي به آخر مانده، آدم خيال ميكند تمام دستگاهها مثل وزارت بازرگاني، بهداشت، كشور و... با يكديگر و با شوراي عالي IT هماهنگ شدهاند و به زودي با كارت هوشمند ملي كه نام المثنييش "ايرانكارت" است، هم هويتمان اثبات ميشود، هم تمام كارهايمان را از دريافت كوپن گرفته تا حقوق بازنشستگي، خدمات درماني، آموزشي، كارهاي بانكي و خلاصه تمام كارهاي دولتيمان را با همين يك كف دست كارت هوشمند –البته ملي- به انجام ميرسانيم و دعا ميكنيم به جا ن طراح و مجري و تهيهكننده و عكاس و آبدارچي و پيك و تمام آنها كه در رساندن اين كارت معجزه آسا به درب منزل به زحمت افتادهاند؛ از سر خدمتگذاري البته. ضمنا بعدها قرار است هوشمندي ايرانكارت ارتقا پيدا كند تا بتواند خانه جارو كند. غذا بپزد، پنچري بگيرد و حتي ستون تاويلات بنويسد يا وزارت كند. مگر ما از ژاپنيها چه چيزي كم داريم، به جز عدم توان كار جمعي و مسووليت حرفه اي و اخلاق كاري كه جمع آن در شيعه ميشود: تقوا.
سَر حرف در ميرود از بس حرف نگفته ميخواهد زده شود و جا نيست. تمام اميدهايي كه جناب رياضي در گفتوگوي احتمالا يك طرفه خود با خبرنگاران دادهاند، در همين پاراگراف فوقالذكر بر باد ميرود، چون هيچ ساختار اداري، سازماني و در كل ديوانسالاري با "همت" كار نميكند. با تعيين وظايف، برنامهريزي، تقسيم كار و اجراي دقيق است كه ميتوان يك خانواده چهار نفري را اداره كرد چه برسد به پروژهاي به اين بزرگي. و تير خلاص همان جا شكيك ميشود: "نميتوان زمان مشخصي براي بهرهبرداري از طرح كارت هوشمند ملي عنوان كرد."
ببخشيد: پس قرار است همايش روز 28 شهريور بر مبناي كدام برنامهريزي و فرايندسازي وارد نقد و بررسي و ارايه پيشنهاد شود.پروژههاي IT به سبب ماهيت خاص خود تنها در صورتي كه فرايند به فرايند تعريف شده باشند و زمانبندي و خروجي آن از قبل مشخص باشد، ميشود پروژه IT؛ وگرنه چيزي ميماند در حد همان "اينترنت ملي"؛ يك لطيفه تكراري بيمزه.
2-جناب رياضي در همان مصاحبه از يك مصوبه ديگر نيز پرده بر انداختهاند، يعني چه؟ يعني گفتهاند كه "براساس مصوبه شوراي عالي IT ارايه هر نوع خدمات در حوزه IT بايد مبتني بر توليد محصولات سختافزاري و نرمافزاري در كشور باشد" (همان منبع)
از جناب سعيدي ناييني، رييس سازمان نظام صنفي خواهش ميكنيم از كارشناسان سازمان بخواهند محاسبه شود تا براي ما روشن گردد كه چنين مصوبهاي به مفهوم تعطيلي تمام پروژههايي چون بانكداري و تجارت الكترونيكي و... نيست؟ چرا كه ظاهرا زمان زيادي براي اختراع دوباره كامپيوتر نداريم...
پيشنويس يك توصيه:
يك مشاور فني- مطبوعاتي مشرف بر حوزههاي وزارتي و شوراهاي عالي، كه در سازماندهي به بيان شخصيتهاي حقوقي خبره باشد، با حقوق مكفي استخدام ميشود.